افسردگی صبحگاهی چه علائمی داردزمان مطالعه : ۲ دقیقه

افسردگی صبحگاهی

بسیاری از ما هنگامی که صبح خود را آغاز می کنیم، با اصطلاحی به نام افسردگی صبحگاهی دست و پنجه نرم می کنیم. این اصطلاح باعث شده تعداد زیادی از ما در هنگام صبح احساس خستگی کنیم و اشتیاقی به بلند شدن از تختخواب خود نداشته باشیم.

افسردگی صبحگاهیاحساس ترس

بسیاری هنگامی که از خواب بیدار می شوند، یک حس ترس آن ها را فرا می گیرد، که این روزی که شروع شده برایمان می خواهد چه اتفاق هایی رقم بزند. در این مواقع ما روز خود را با خنده های مصنوعی می گذرانیم و به دیگران وانمود می کنیم که حالمان خوب است، ولی غافل از اینکه از درون خراب هستیم.

حتماً بخوانید: ذهنیت ثابت یا ذهنیت رشد؟

احساس خستگی

صبح ها با اینکه شما استراحت کرده اید و خواب کافی داشته اید، اما یک حس خستگی به شما می گوید که در رختخواب بمان و کاری انجام نده. جالب است شما در این مواقع اصلاً کاری انجام نداده اید ولی همش فکر می کنید که فعالیتی شما را بسیار خسته کرده است.

افسردگی صبحگاهیافکار منفی

وقتی چشمان خود را باز می کنید، افکاری منفی به ذهن شما هجوم پیدا می کند و آنقدر شما را درگیر خود می کند که به خود اجازه بلند شدن از رختخواب را نخواهید داد.

حتماً بخوانید: خواب های ما بی معنی نیستند

خواب آشفته

هنگامی که فردی به خوابی فرو می رود که در آن احساس پوچی و ناامیدی می کند، باعث می شود آن فرد اصلاً خواب آرامی را تجربه نکند و به اصطلاحی خوابی آشفته داشته باشد.

شک داشتن

هنگام صبح شما تردید دارید که بتوانید روز خود را بدون آسیب دیدن شروع کنید. در این هنگام همش فکر می کنید که شما می خواهید در طی روز آسیب های بیشتری ببیند.

افسردگی صبحگاهیهدف نداشتن

هدف نداشتن در زندگی می تواند خود یکی از دلایلی افسردگی صبحگاهی باشد. افرادی که دچار این مشکل هستند، در هنگام صبح وقتی می بینند در زندگی خود هدفی ندارند که به دنبال آن بروند و برایش تلاش کنند ترجیح می دهند که در تختخواب خود بمانند و به استراحت خود ادامه دهند.

افسردگی صبحگاهی بدون عامل

در بعضی مواقع هنگامی که شما چشمان خود را باز می کنید هیچ عامل مستقیمی نیست که شما را ترغیب به خستگی و افسردگی کند. اما ناگهان افسردگی طوفانی به پا می کند که ناگهان شما را درگیر خود می کند.

ممکن است شما دوست داشته باشید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.